تبليغاتX
سیاهه ی مسیرها
 

نوروز می نشینم و

تمامی سبزه ها را گره می زنم

در چمنزار و در خیال

جامه ی بزرگ گشایشی را می بافم

برای گره ای

که تو در سینه ام زده ای

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 22:46  توسط سجاد گودرزی  | 

 

ابری کوهی

با کی می نوی بنفش

نشسته

چار زانو

سامورایی دل چرکین

با زخمی به خط فرهاد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 22:54  توسط سجاد گودرزی  | 

 

شکل تکامل یافته ی مار بود آن روز قطار

چنبره زده در ایستگاه

با دو چشم روشن و

چهره ای درهم کشیده بر ریل مقدر

 

به مسافران امکان داده بود

با خیال راحت چمدانشان را ببندند

دست هایشان را تکان دهند

 

و چند لحظه بعد

 

با زهری کشدار

سوتش را به بازماندگان ریخته بود

 

+ نوشته شده در  جمعه 10 اسفند1386ساعت 1:18  توسط سجاد گودرزی  | 

 

تو را که ببیند

زبانش را می بازد

 

می نشیند به بافتن ماهی

با کلاف سردرگم گیاهان دریایی و

لنگر زنگ زده ی کشتی های بخت برگشته

 

تو را که نبیند

می کشد به روزهای کشدار لاک پشتی

به روزهای ماسه به سری

 

به روزهای دوزیستی

که نه آب خفه اش می کند نه حوّا

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 اسفند1386ساعت 0:50  توسط سجاد گودرزی  |