تبليغاتX
سیاهه ی مسیرها
 

۱ 

از این به بعد معیار زیبایی
بر مدار تو می چرخد
رنسانس تو
کمر تاریخ را شکست
زنان قبل از تو
زنان بعد ازتو
دیدی زیبایی حتا در لفظ
بین هیچ کدامشان نبود 

چشمان تو صدف است
بر آن گوش می خوابانم وقتی که خوابیده ای
تا صدای دریایی را که در آن غرق شده ام
بشنوم 

من اکنون
تمام مزارع آفتاب گردان" برزول" ام
که هر طرف تو می روی
سر می چرخانم
با غروب گردن شکسته ام چه کنم
وقتی پای برادر لرت "آردوشان "درمیان است

 

+ نوشته شده در  جمعه 22 آذر1387ساعت 11:31  توسط سجاد گودرزی  | 

 

هندوانه ی ماه را
 امشب
شتری بریده اند 

یک قاچش در دست آسمان و
سیزده قاچش در چهره ی تو

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت 21:14  توسط سجاد گودرزی  | 

 

می دانم
دیگر پایان بیت است
بارت را بسته ای برای اول شخص مفرد
با ردیف پتک
نمی خواهم ببینمت 

برای دل خوشیم
قراری بگذار
در روزی که نمی آیی
بینداز پشت گوش
با موی بافته ات 

بگذارم لای پیازی که رنده میکنی
کبریت را بگیر میان دندانت
که نریزم 

غرور گوگردی ام را بگیران
بگذار روی سیگاری
که نمی دانی برای بخاطر آوردنم است
یا از خاطر بردنم ...

بسرانم در ریه ات
به یاد روزهایی که نفست بودم

 

+ نوشته شده در  شنبه 2 آذر1387ساعت 18:14  توسط سجاد گودرزی  |